مروری بر زندگینامه و فعالیت های شهید صادق گنجی به بهانه بیست و یکمین سالگرد شهید_Ershadeboushehr.ir
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر
دسته بندی اخبار
پر بیننده ترین خبرها
آمار بازدید کنندگان
117

 

شهید اردشیر (صادق) گنجی سال 1342 در شهر فسا دیدگان حق بین خود را برروی جهان فانی گشود. درست هشت بهار از عمر پربارش نگذشته بود که پدر را از دست داد.دوران تحصیل راهنمائی خود را در مدرسه راهنمائی ارشاد برازجان سپری نمود. آنگاه قدم به محیط دبیرستان گذاشت و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شهید بهشتی برازجان با درخشندگی و موفقیت هر چه تمامتر به پایان سپس با شتابی زاید الوصف راهی مدرسه عالی شهید مطهری تهران گردید و در آنجا به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته الهیات نائل آمد. در زمینه فقه و اصول در نزد اساتیدی چون آیت الله یزدی، امامی کاشانی، دکتر محقق دانا، آیت الله علم الهدی، آیت الله مشکینی کسب فیض کرده است.در جریان جنگ تحمیلی بمدت 2 سال در جبهه های نبرد حق علیه باطل کارنامه درخشانی از خود به یادگار گذاشت و مراتب جانبازی و رشادت خود را به منصه ظهور درآورد. در دوران فعالیت ایشان در نهادهای انقلابی به عنوان مسئول گزینش کشتیرانی (در تهران )ٰ توسط منافقین شناسایی شد که توطئه سوء قصد به جان ایشان ناگام ماند.

در سال 1356 به استخدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران درآمد پس از چندی بر اثر نشان لیاقت و شایستگی که در وی متبلور بود بعنوان رئیس خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور پاکستان منصوب گردید. در لاهور چیزی نگذشت که زبان اردو را فرا گرفت تا آنجا که حتی فرزندان خردسالش نیز با این زبان آشنا گردیدند که 5 ساله او / حتی در یکی از مراسماتی که به افتخار شهید صادق گنجی ترتیب داده شده بود یکی از میهمانان با پسر 3 به فارسی شروع به صحبت کردن کرد که او صریحاً گفت: شما می توانید با من اردو هم صحبت کنید پدر من به من اردو یاد داده است.

در لاهور پاکستان بر اثر شایستگی و بروز استعدادهای گوناگون و نشان دادن مهارتهای لازم در زمینه اسلام و مسائل پاکستان راه یافت و هر روز بیش از پیش بر پیشرفت وی افزوده می شد تا « فرهنگی، ادبی » فرهنگی به محافل آنجا که تحمل وجود ذیجودش برای از خدا بی خبران و خفاش صفتان زجر آور و کشنده شده بود تا آنجا که انجمن خود ثبت نام می کند و آنگاه که چند روزی بیشتر به اتمام زمان ماموریتش در « سیاه » سپاه صحابه نام او را در لیست لاهور نمانده بود و جلساتی تودیعی از طرف انجمنها و ارگانها و نهادها به جهت بازگشت پیروزمندانه اش به ایران ترتیب داده می شد و بیش از 52 جلسه تودیعی به جهت نامبرده تشکیل شده بود، آنگاه که این منادی اسلام سرخ برای برگزاری جلسه مذکور، توسط « اینتر ناشنال » علوی جهت شرکت در آخرین جلسه تودیعی هنگام رفتن به هتل جمعی سپاه صحابه به رگبار گلوله بسته شد و با این حرکت ناجوانمردانه در « جنگ » جنایتکاری بنام حق نواز از شهر

28 آذر 69 و در 28 سالگی به شهادت این آرزوی دیرینه اش رسید.

دیوان عالی پاکستان سرانجام پس از نزدیک به یک دهه از شهادت شهید، در سال 78 ، حکم اعدام قاتل شهید صادق

گنجی را تایید کرد.

صادق گنجی به روایت فرزند شهید

نادر گنجي، فرزند شهید، درباره نقش شهید در اشاعه آرمانهای انقلاب اسلامی و نیز وحدت شیعه و سنی می گوید:

در مدت حضور در پاكستان، از او سيزده اثر ارزشمند درباره اين كشور با مضاميني نظير مطبوعات پاكستان،

مسيحيت در پاكستان، زن در پاكستان، احزاب پاكستان، مراكز فرهنگي در پاكستان و امثالهم به جاي مانده است كه

هر كدام سرفصل آشنايي با بخشي از فرهنگ و سياست شبه قاره است. شهيد هميشه گشاده رو و البته مهمان نواز

بود. گاهي زنگ درب خانه فرهنگ ايران، نيمه شب ها هم به صدا در مي آمد و او براي حال اختلافات مردم محلي و

حتي زن و شوهرها دفتر كارش را باز مي كرد و در آنجا ساعت ها با آنها صحبت مي كرد تا مشكل رفع شود. شوخ

طبع بود و دوست داشتني، تا آنجا كه در حاشيه يكي از كنفرانس ها با بي نظيربوتو به گفتگو مي پردازد و معروف است

كه او به هر زباني كه صحبت مي كرده، صادق جواب را به زبان ديگري مي داده است. پس از شهادتش بسياري از

شخصيت هاي علمي، مذهبي، فرهنگي و سياسي پاكستان از او بارها ياد كردند. خطبا و امامان جماعت شيعه و سني

پاكستان، او را نماينده جهان اسلام و سياستمداران اين كشور او را سرمايه اي ناميدند كه در قرن ها به ندرت تكرار

مي شود. گاهي حتي با لباسهاي محلي در مجامع مخالفان در پاكستان حضور مي يافت. حرف آنها را گوش مي داد و

با آنها بحث مي كرد تا شناسايي نشود. معروف است كه بعضي شبها پياده در كوچه پس كوچه هاي لاهور قدم مي زد

و با مردم كوچه سخن مي گفت. پس از رحلت حضرت امام، براي نشان دادن اتحاد و يكپارچگي ايران و اينكه مسلمين

جهان رهبر جديد مدبر، مدير و آگاهي خواهند داشت كه راه امام را همچون خود او رهبري خواهد كرد، ده ها مصاحبه

انجام داد تا به پاكستاني هاي مشتاق امام و اندوهگين در غم فراق او نشان دهد كه امام جانشين به حقي خواهد

داشت و جاي نگراني وجود نخواهد داشت. هميشه در هر سفر، يا حاشيه هر كنفرانس، وقتي با نمايندگاني از پاكستان

صحبت مي كنم و نام پدرم را مي گويم استقبالشان بسيار گرم است و بارها براي سفر به پاكستان يا كشمير دعوت

مي شوم. مدت كوتاهي قبل، وقت در يكي از ميزگردهاي سازمان ملل متحد با عنوان تروريسم و حقوق بشر از وجود

هزاران قرباني تروريسم و جنايت هاي گروهك هاي تروريستي مثل منافقين در ايران سخن گفتم، در ميان حضار

نظرات متفاوتي وجود داشت. پاكستاني هاي حاضر با آنكه گروهك هاي ايراني را به درستي نمي شناختند، با ياد كردن

از نام پدر از مظلوميت ملت ايران دفاع كردند و ماهيت گروهكي چون منافقين و ديگر گروه هاي تروريستي را

همچون سپاه صحابه مطرح كردند. بعد از آن به زودي مرا به تمام پاكستاني هاي حاضر در آن كنفرانس معرفي كردند

و با سخنان گرم آنها ساعات زيادي را در مهمانيشان به بحث نشستيم. با خودم افتخار مي كردم كه شهيد گنجي هنوز

در يادها هست و اينكه سرمايه اي است كه در كشوري ديگر نيز مي تواند موجب دلگرمي باشد.

در كارنامه شهيد صادق گنجي خدمات ارزشمند بسياري به اسلام، ايران و مردم پاكستان به چشم مي خورد. او براي

نشان دادن فرهنگ و ادب ايراني، رساندن پيام اسلام ناب محمدي و رهبري امام خميني(ره) و نهايتا صلح و دوستي

پايدار ميان مسلمين جهان تلاش زيادي كرد و به لطف خداوند بسياري از آنها به بار نشست. پيروي از راه حق توسط

آزادمردان همچنان ادامه دارد و هرگز متوقف نخواهد شد. فقط گاهي كمرنگ تر و گاهي پررنگ تر است. تروريست

ها ممكن است با مبادرت به كشتن انسانها به اهداف كوتاه مدت خود دست يابند، ولي در بلند مدت قطعا خود آنها

بزرگترين قرباني اين حوادث خواهند بود. امروز ياد شهيد گنجي در قلب مردم پاكستان زنده است و سپاه صحابه كه

لكه هاي ننگين بسياري را در تاريخ به جاي گذاشته است به ياري خداوند متلاشي شده است. چه خيال خامي كه مي

پندارند با از بين بردن چنين انسانهايي قلب انقلاب از كار خواهد افتاد حال آنكه قطره قطره خون شهدا ريشه هاي

تنومند انقلاب را در بين تمامي ملتهاي آزادي خواه و ستمديده گسترده تر خواهدكرد. ان شاء الله.

شهیدان رفته اند و ما مانده ایم

رضا برجی عکاس و مستندساز انقلابی ک سالها در کنار شهید آوینی، فعالیت هنری کرده است، در خاطراتی که از

شهید آوینی دارد، به خاطره ای از شهید صادق گنجی اشاره می کندا اینکه از کاروان شهدا جدا مانده، دلتنگی می

کند:

يك روز در اتاقي نشسته بودم، آقا مرتضي دست راستم نشسته بود و دست چپم هم شهيد " صادق گنجي " بود. »

شهيد صادق گنجي رايزن فرهنگي ايران در لاهور بود كه به شهادت رسيد. شهيد گنجي گفت: "آقا مرتضي! باب

شهادت هم بسته شد". مرتضي گفت: "نه صادقجان! لباس شهادت يك لباس تك سايز است و شما هر مكان و هر

زماني كه اندازهات به آن لباس دربيايد، هرجا كه باشي خدا با شهادت شما را ميبرد." صادق گنجي درست بعد از چند

ماه به شهادت رسيد. مرتضي بعد از چند ماه از شهادت صادق، شهيد شد ولي من ماندم.

ببينيد من چقدر بدبختم و چقدر بيچارهام، بعد از اين همه دويدن دنبال شهادت، هنوز اينجا نشستهام. يكي مي گفت

كه اگر دنبال مرگ بدوي، مرگ از تو فرار ميكند و اگر از مرگ بترسي، مرگ دنبالت ميكند. ما اين طرف دنيا و آن

طرف دنيا، دنبال مرگ دويديم و جنگهاي زيادي ديدهام اما هنوز شهادت نسيبم. از خدا خواستهام تا قبل از مرگم

كاري كه حضرت "آقا " از ما خواستهاند را بتوانم انجام دهيم. همينجا از تمام كساني كه اين مطلب را ميخوانند چه

«. مسئول و چه غير مسئول ميخواهم كه نه به خاطر من، بلكه به خاطر آقا مرتضي، دست ما را بگيرند


تاریخ ارسال خبر : شنبه، 10 دیماه 1390 |  تعداد نظرات:(0) |  تعداد دفعات نمایش این خبر : (118) |  نسخه قابل چاپ  | 
نظرات بازدیدکنندگان (0)
ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)


            

 

    

اطلاعات مرا به خاطر داشته باش

 
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است
طراحي و توليد: "خانه طراحان گرافیک"