دامگه در پيش روي هنرمندان_Ershadeboushehr.ir
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر
دسته بندی اخبار
پر بیننده ترین خبرها
آمار بازدید کنندگان
172

بدون ترديد هنرمندان در هر رشته اي كه باشند تاثيرات فراواني بر افكار عمومي دارند. از آنجا كه هنر مظهر زيبايي است و انسان به صورت فطري زيبايي را دوست دارد، خالقان هنر و زيبايي را نيز دوست دارد. هر چه كه ميزان محبوبيت شخصيتي بالا رود، تاثير رفتار، عملكرد، سخنان او نيز بر افكار و اعتقادات دوستدارانش بيشتر خواهد بود. اين محبوبيت و به دنبال آن تاثير گذاري را در ميان هنرمندان ديده ايم. خصوصا هنرمنداني كه بيشتر در معرض ديد و افكار عموم مردم به ویزه نسل جوان قرار دارند. تقليدي كه نوجوانان و جوانان از هنرمندان و بازيگران فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني و سينمايي مي كنند، مويد همين مطلب است. فراموش نكرده ايد كه چند ماه پيش «جومونگ» بازيگر فيلم «افسانه جومونگ» به ايران آمد و چگونه مورد استقبال مردم قرار گرفت. استقبال و ابراز احساساتي كه خود وي نيز برايش قابل باور نبود.

به ميزان محبوبيت و تاثيرگذاري هنرمندان، دشمنان نيز سعي مي كنند به گونه اي برنامه ريزي نمايند تا با جذب و تغيير افكار و ديدگاه هاي آن ها، اهداف استعماري خويش را در قالب آثار هنري اين هنرمندان عملي سازند.

تجربه ي پس از پيروزي انقلاب اسلامي حداقل از دو روش و برنامه ي اساسي توسط دشمنان براي جذب هنرمندان خبر مي دهد و در اين راه موفقيت هايي هم وجود داشته است.

1ـ تشويق هنرمندان در جهت خلق آثار منطبق با خواست غربي ها از طريق پذيرش آثار آن ها در جشنواره هاي بين المللي در خارج از كشور همچون جشنواره بين المللي كن و امثال آن.

پذيرش آثار هنرمندان خصوصا در زمينه ي فيلم، نشان مي دهد كه عمدتا آثاري پذيرفته و جوايز برتر به آن تعلق مي گيرد كه در جهت ترويج ديدگاه هاي غربي ها و مخالفت و يا تضعيف نظام جمهوري اسلامي باشد. تجليل از فيلمسازاني كه بيشتر به سياه نمايي عليه نظام جمهوري اسلامي مي پردازند، بخشي از اين برنامه ريزي حساب شده است. به عبارتي آن ها غير مستقيم خط و مشي را در پيش روي هنرمندان ايران قرار مي دهند و به آن ها اين گونه وانمود مي كنند كه اگر مي خواهيد در عرصه ي بين المللي بدرخشيد و تنديس ها را از آن خود سازيد آثارتان اين گونه باشد. متاسفانه اين شيوه و شگرد ، توانسته تاثير خود را بر هنرمنداني كه به دنبال نام و شهرت هستند، بگذارد و فيلم هايي را تهيه و كارگرداني نمايند كه تامين كننده خواست دشمنان در تضعيف نظام جمهوري اسلامي باشد. در همين رابطه ترفند ديگري نيز به كار مي گيرند و آن عدم پذيرش فيلم هايي است كه در آن تعهد، مسووليت و ارزش هاي والاي انساني باشد، هر چند كه فيلم در بالاترين سطح هنري نيز ساخته شده باشد.

با اين نگاه، بايستي هنرمندان ايراني، داراي اعتماد به نفسي عميق و آگاهي دقيق باشند كه نه پذيرش يك فيلم يا هر اثر هنري در يك جشنواره بين المللي به معناي آن است كه اين اثر هنري الزاما برترين اثر هنري است و نه عدم پذيرش آثار آن ها به معناي ضعيف بودن آثار ارائه شده آن ها مي باشد.

البته بر اين نكته هم تاكيد مي شود كه نبايد اين گونه تلقي شود كه هر اثر هنري كه در جشنواره هاي بين المللي در خارج از كشور پذيرفته شد، بدان معناست كه در جهت خواست غربي ها ارائه شده است. خير، تاكنون آثار ارزشمندي نيز از هنرمندان ايران زمين، حتي استان بوشهر در جشنواره هاي بين المللي در خارج از كشور پذيرفته شده و بهترين جوايز را به خود اختصاص داده اند كه واقعا داراي ارزش هنري بوده اند. اين امر يا به خاطر آن بوده كه دست اندركاران اين جشنواره ها، نگاه سياسي به موضوع نداشته اند، يا اينكه اثر آن قدر قوي بوده كه آن ها چاره اي جز پذيرش آن در جشنواره نداشته اند. فيلم كوتاه «بومرنگ» اثر هنرمند برجسته بوشهري، «داريوش غريب زاده» در دو سه سال اخير ده ها رتبه بين المللي را كسب كرد. در حالي كه به گفته آقاي غريب زاده يكي از ويژگي هاي آثارش، عدم سياه نمايي نسبت به نظام جمهوري اسلامي است. البته باز هم بر اين نكته مي توان تاكيد كرد كه غربي ها با شناخت اين گونه هنرمندان برجسته، تلاش هاي بعدي را در جذب آن ها به خرج مي دهند.

2ـ از راه هاي ديگر دشمنان در جذب هنرمندان، برنامه ريزي وسيع و گسترده براي تغيير نگرش آن ها نسبت به اسلام و نظام جمهوري اسلامي است. با ايجاد ارتباطات گسترده و غير مستقيم و برقراري روابط حسنه عوامل خود با اين گونه هنرمندان، به مرور ديدگاه هاي خود را به اين گونه هنرمندان القاء مي كنند و در نهايت مي توانند برخي هنرمندان را كه داراي چنين زمينه هايي هستند و يا از مايه هاي فكري و اعتقادي لازم برخوردار نباشند، به سوي خود جذب كنند. اين تلاش ها آنقدر ظريف و حساب شده صورت مي گيرد كه خود اين هنرمندان، نه تنها متوجه اين نقشه نيستند، بلكه مواضع جديد اتخاذ شده را به عنوان ديدگاه هاي عميق قلبي خويش مي انگارند و مشكل اساسي از همين جاست.

هر چند كه از اين گونه مصاديق ، مي توان موارد مختلفي را برشمرد. ولي بد نيست اشاره اي به سرنوشت تلخ هنرمند برجسته موسيقي سنتي ايراني، آقاي محمدرضا شجريان داشته باشيم.

خيلي ها مي دانند كه اشتهار اصلي آقاي شجريان در عرصه ي موسيقي، مديون نظام جمهوري اسلامي است. بدين معنا كه قبل از انقلاب، به علت تسلط همه جانبه موسيقي هاي مبتذل، جايي براي عرض اندام موسيقي هاي اصيل سنتي وجود نداشت. به عبارتي با حمايت و تبليغ موسيقي هاي كوچه بازاري، آن گونه ذائقه مردم را تغيير داده بودند كه مردم علاقه اي به موسيقي سنتي نشان نمي دادند.

با پيروزي انقلاب اسلامي و حذف موسيقي مبتذل از رسانه ي صدا و سيما و به طور كلي جامعه، بهترين فرصت براي عرض اندام موسيقي سنتي كه آقاي شجريان طلايه دار آن بود فراهم شد و بدين گونه بود كه"سياوش" شجريان بار ديگر «محمدرضا» شجريان گرديد و آواز او در هر كوي و برزن خصوصا صدا و سيما به گوش مي رسيد. بدون ترديد اين همه اشتهار آقاي شجريان، مديون صدا و سيما و ساير رسانه هايي است كه در نظام جمهوري اسلامي به تبليغ آثار او مي پرداختند و اينكه آقاي شجريان علي رغم آنكه در اوايل انقلاب چندين سرود ميهني و حماسه اي ساخته و در سيماي جمهوري اسلامي ظاهر شده و آواز خوانده، كارش به جايي برسد كه بگويد هر وقت صداي من از صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود من احساس شرم مي كنم، بسيار تامل برانگيز است. آيا وقت آن نرسيده كه خود آقاي شجريان و دوستان نزديك او تاملي كنند كه چرا چنين اتفاقي افتاده است؟!


تاریخ ارسال خبر : یکشنبه، 23 خردادماه 1389 |  تعداد نظرات:(0) |  تعداد دفعات نمایش این خبر : (173) |  نسخه قابل چاپ  | 
نظرات بازدیدکنندگان (0)
ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی‌شود. از صبر شما متشکریم.)


            

 

    

اطلاعات مرا به خاطر داشته باش

 
كليه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است
طراحي و توليد: "خانه طراحان گرافیک"