|
ارشاد بوشهر در ترویج فرهنگ نماز از برترین های کشور شد
تقدیر معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از مدیر کل ارشاد بوشهر
مدیر کل اداره ارشاد بوشهر هنرمندان این استان را به شرکت در جشنواره عدالت و امید دعوت کرد
معرفی برترين هاي جشنواره عکس و فيلم تلفن همراه رضوي در بوشهر
فراخوان جشنواره پیامک امام رضا (ع)
کارت ورود به جلسه آ‍زمون هاي علمي کاربردي 25 و 26 دي توزيع مي شود
معرفی نفرات برتر سومین جشنواره استانی تئاتر طنز تنگستان
افزايش آگاهي بسيجيان درمقابل توطئه هاي دشمنان ضروري است
هفته دفاع مقدس و نعمت جنگ
برداشتی از اخلاق مدیریت در قرآن
سريال "يوسف پيامبر(ع)" از تلويزيون ترکيه پخش مي شود
سال اصلاح الگوی مصرف
گسترة نام خليج فارس در منابع تاريخي
موسیقی بوشهر در جهانی شدن موسیقی ایران نقش دارد
در سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی از حضور حماسي مردم در صحنه هاي انقلاب اسلامي بايد تجليل شود دوره ما ، پدران و پدر بزرگ های ما را «کهکشان مارکنی یا الکترونیک » نامگذاری کرده اند از آن جهت که در این دوره تحولاتی شگرف و عظیم در حوزه ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی اتفاق افتاد. دیگر ماشین چاپ گوتنبرگ تنها وسیله اشاعه اطلاعات نبود. رادیو ، تلویزیون ، و بعد ها اینترنت و ماهواره هم به کمک آمدند. سرعت تحول در این دوره به حدی بود که خود آن را نیز به سه دوره یا عصر دیگر تقسیم کردند : عصر قدرت مطلق رسانه ها عصر رسانه های فاقد قدرت و عصر رسانه های قدرتمند می گویند دوران ما این و این روزها عصر رسانه های قدرتمند است اما کدام رسانه های قدرتمند در این چند ساله و پس از جنگ دوم خلیج فارس باید می پرسیدیم کدام رسانه ها و امروز و پس از قدرت گرفتن موج بیداری جهانی و به ویژه بیداری اسلامی باید پرسید کدام رسانه های قدرتمند ؟ کدام رسانه ها ؟ چرا می گوییم و می گویند رسانه ها؟ وقتی سیاستگذاری و اتاق اصلی فرمان همه این رسانه ها در یک جا قرار دارد دیگر لفظ رسانه ها چه معنایی دارد؟ وقتی همه محورها و جهت گیری های «سی ان ان » و «فاکس نیوز » یکی است ، دیگر چرا بگوییم رسانه ها ؟ وقتی voa و bbc دقیقاً یک خبر و یک گزارش و یک هدف و یک خروجی دارند چرا آنها را از یکدیگر تمییز دهیم؟ آیا فکر نمی کنیم که با تغییر اسم و تنوع استودیو و مجری و تغییر در صفحه آرایی می خواهند ما را سرگرم کرده ، اعتمادمان را در این پرو پا گاندای سیاه جلب کنند؟ آیا وقت آن نرسیده است به سلطه رسانه ای صهیونیستی در دنیا پایان داده شود و جامعه ، جامعه واقعاً آزاد اطلاعاتی باشد؟
شاید ایران اسلامی اولین کشوری باشد که پایانی بر قدرت رسانه و استیلای رسانه های دروغ پرداز ترسیم کرد . روشنگری های منطقی امام روح الله خمینی (ره) و پس از آن تداوم نهضت آگاهی بخشی ، قدرت رسانه های زورگو را کمتر و کمتر کرد . با این وجود امروز از داشتن رسانه ای بین المللی برای ارتباط با دنیا رنج می بریم و خلاء ارتباط گیری را حس می کنیم . متأسفانه اغلب رسانه های ما در خانه اول مانده اند ، یا گرفتار روز مرگی شده اند یا با مشکلات بی شمار دست و پنجه نرم می کنند . براستی چرا ایران ، کشوری با این عظمت و آن تمدن و سابقه کهن فرهنگی سیاسی، امروز از داشتن یک رسانه بین المللی فرا گیر محروم است؟ رسانه های ما و به ویژه مطبوعاتمان رسانه نیستند . حتی از اصول حرفه ای هم فاصله دارند ؟ ساختمان دارند، سردبیر و دبیر و خبرنگار و توزیع دارند اما اقبالی ندارند چرا که مخاطب محور نیستند پیش از آنکه در خدمت مخاطب و خواننده و بیننده باشند در خدمت صاحبان رسانه که از قضا رسانه ای هم نیستند هستند . جذابیت رسانه هایمان کم است و اگر هم هست کاذب و زود گذر است آنها به دنبال اقناع مخاطب و جلب اعتماد و رضایتیش نیستند و این اولویت اول رسانه مان نیست این اشکال کار ماست. بخواهیم یا نخواهیم رسانه های ما در این سال ها امتحان خوبی پس ندادند . که اگر داده بودند امروز تیراژ همه روزنامه های چپ و راستمان روی هم از میلیون فراتر می رفت تا وقتی که مدیران غیر رسانه ای رسانه های ما به دنبال جلب رضایت اقلیتی خاص هستند و مطبوعاتمان بلندگوی احزاب جمع و جور هستند و خبرنگاران مجبور به خود سانسوری می شوند و کم تحرک و بدون افق هستند وضع به همین منوال است و مردم با رسانه آشتی نخواهند کرد. آیا وقت آن نرسیده است که از قالب های کلاسیک امروزی به در آییم و روزنامه هایمان را از زورنامه به مردم نامه تبدیل کنیم؟
و اما مطبوعات محلی و استانی: مطبوعات و رسانه های محلی ما پر انگیزه هستند ، اغلب دارای صداقت بیشتری هم هستند اما از اصول حرفه ای فاصله دارند . تقریباً در اکثر پارامترها ضعف وجود دارد. حاکم نبودن فضای علمی و فنی روزنامه نگاری و خبرنگاری مشهود است . بعضی از جراید ارزش خریدن و خواندن ندارند. از ابتدایی ترین اصول حاکم بر نشریات و رسانه های محلی و منطقه ای این است که تیتر ، خبر ، گزارش و سایر تولیدات متناسب با حیطه انتشار خود را بکار ببرند. رعایت کامل عناصر و ارزش های خبری و همچنین توجه به سرعت ، جامعیت و صحت اخبار باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. سطح کیفی مصاحبه ها ، گزارش ها و حتی اخبار باید ارتقاء یابد . جای گزارش های تحقیقی و پیگیرانه در نشریات بوشهر جداً خالیست. در حالی که موضوعات مهم و بکری همچون پارس جنوبی ، نیروگاه اتمی – محیط زیست ، صنعت توریسم ، آثار باستانی – اجرای اصل 44 و ... برای گزارش نویسی وجود دارد که هر کدام می تواند تأثیری بزرگ در روند توسعه استان بگذارد اما کمتر خبرنگاری حال و حوصله پرداختن به آن را دارد. گاهی تهیه یک گزارش پیگیرانه ممکن است ماهها به طول بکشد اما در پی آن سرنوشت یک مسئله مهم تغییر کند و دگرگون شود . واتر گیت ، پترو پارس ، گلوکوئیست ، دانشگاه های هاوایی و آکسفورد ، نمونه هایی از این دست هستند . بهتر است به جای سطحی نگری به مسائل ، عمق آنها را دنبال کرد. نشریات ما جایی برای انتقام گیری و عقده گشایی نباشند ، باور کنیم که اگر با شخص حقیقی یا حقوقی مشکل شخصی داریم جای زور آزمایی در رسانه نیست ، شأن رسانه بالاتر از آن است که وسیله ای برای اغراض ما باشد . قرار است تریبون مردم باشیم نه باج خواهان.
نشریات ما باید یک گام به پیش بردارند . اگر یک هفته اینترنت قطع شود احتمالاً هیچ نشریه ای منتشر نشود . نشریات باید سازمان داشته باشند . هیأت تحریریه ، سرویس های مجزا و مجرب همراه با خبرنگاران و البته کادر فنی و اجرایی داشته باشند تا بتوانند تولیداتی مناسب با طبع مخاطبان و علایق و تمایلاتش ، اعتماد او را جلب کنیم . مشکل دیگر جامعه خبری ما سطح پایین مطالعه خبرنگارانمان است. مطالعه و آموزش جزء لاینفک روزنامه نگاری و خبرنگاری است خبرنگاری موفق تر است که مطالعه بیشتری داشته باشد. نگارنده بارها از زبان مسئولان دستگاه های تخصصی ، شکوه هایی درباره عدم تسلط خبرنگاران آن حوزه را شنیده است .از شما می پرسم ، در کشوری که یک قطب بی بدیل انرژی های فسیلی و امروز انرژی اتمی است چند خبرنگار مجرب و کاردان در این حوزه داریم؟ تقریباً هیچ.
در بحث اقتصاد رسانه هم در خانه اول هستیم . جالب نیست اگر که موافق و مخالف چشممان به جیب دولت باشد و اگر یک روز یارانه ها و آگهی های دولتی قطع شود همه تعطیل می شوند . نشریه بخش خصوصی باید روی پای خودش بایستد و این شدنی است در قدم اول باید حرفه مدیر مسئول و سردبیر مدیریت رسانه و روزنامه نگاری باشند . باید خود را به مردم بسپاریم نه دولت . اگر کالایمان ارزشمند باشد مشتری حاضر است برایش بهای زیادی بپردازد. اینقدر دولتی نباشیم که هر چند خبر یکبار دادمان در آید که فلان مسئول چرا تحویلمان نگرفت . به جای لابی کردن برای دعوت شدن خبرنگاران در جلسه و گلایه کردن از دعوت نشدن با انتشار مطالب پر محتوا در خواندنی و وزین مان کاری کنیم که آنان خود مجبور به دعوت از ما شوند . این به معنی همان جستجو در اینترنت و کپی مطالب متنوع از دنیای سیاست و فرهنگ و ... نیست چرا که اگر خواننده به دنبال این جور مطالب باشد رسانه هایی به مراتب معتبرتر جامع تر و سریع تر در اختیار دارد.
خبرنگار نباید بازی بخورد چرا که بازیگر نیست حتی قاضی هم نیست . خبرنگار ناظری امین است که گزارش کار خود را به مردم می دهد . او آینه ای شفاف است که آنچه را می بیند و می شنود عیناً به مردم گزارش می دهد . البته رسالت خبرنگار مسلمان سنگین تر است . او باید در عرصه خبر هم مسلمانی کند و این همان اخلاق روزنامه نگاری است خبرنگاری امروز خبرنگاری ثانیه هاست بنابراین خبرنگار باید چند رسانه ای باشد و توان ارائه اخبار به صورت گوناگون سایبر-چاپی – بیداری و شنیداری و به صورت سریع را داشته باشد. قدرت محاسبه – شم خبری و گیرندگی خبرنگار باید بالا باشد. به هنگام بحران فرصتی برای کتابخانه ای اندیشیدن نیست. باید سریع تصمیم گرفت و بسته خبری را سریع تر – صحیح تر – دقیق تر و جامع تر از دیگران به دست مشتری برساند. خبرنگار باید برای کار خود ارزش قائل باشد و حواسش باشد که آنچه می نویسد و می گوید در پرونده کاری و حرفه ای وی ثبت خواهد شد و دیگران بر اساس آن قضاوت خواهند کرد. در بریتانیا ، آمریکا و دیگر کشور های پیشرفته در علوم ارتباطات و رسانه به همان اندازه که آزادی و اختیار عمل به خبرنگار می دهند به همان اندازه و حتی بیش از آن آزادی هایی را از وی می گیرند. به طور مثال رسانه تعیین می کند که خبرنگار در خیابان چه لباسی را بپوشد و چه لباسی را نپوشد . خبرنگار تصمیم گیر نیست اما می تواند تصمیم ساز باشد. معرکه گیری کار خبرنگار نیست چرا که نه شاکی است و نه متهم . گمان نکنم که اگر با صدای بلند حرف بزنیم و خدای ناکرده توهینی روا بداریم هنری کرده ایم . از ذهن خبرنگار که – چه – چرا – کی و کجا نباید پاک شود. قلمبه سلمبه نویسی نشانه سواد خبرنگار و روزنامه نگار نیست بلکه معلول عدم درک وی از مخاطب است قلم خبرنگار ابزاری برای مچ گیری و حال گیری نیست.
خبرنگاری امروز خبرنگاری ثانیه هاست . اگر شما یک خبرنگار حرفه ای باشید حتی یک ثانیه هم برایتان ارزشمند است چرا که آن می تواند شما را یک ثانیه از رقبا که کم هم نیستند جلو بیندازد. خبرنگاری این نیست که در تحریریه ها و اتاق خبرها بنشینیم و منتظر خبر باشیم . نه – خبرنگار خوب باید در میدان باشد . همیشه بهترین خبرها هیجان انگیزترین خبرها هم بوده اند و این تنها در میدان عمل بدست می آید.
خبرنگاری یعنی سختی یعنی سرما و گرما چشیدن .خبرنگار شخصی پر حوصله است که دلی پر جرأت و خصلتی پیگیر دارد. مأیوس نمی شود و منتظر خوشامد گویی این و آن نیست.
خبرنگار جای خوبی برای آنها که می خواهند انشاء بنویسند نیست یا آنان که اهل بلند پروازی هستند و در آن به دنبال نام و نان می گردند. متأسفانه این سالها خبرنگاری ابزاری شد تا سکوی پرتابی برای بی خبر ها باشد.
خبرنگار خبرنگار است . قرار نیست یک خبرنگار خوب یک سردبیر خوب هم باشد . یک خبرنگار خوب ، یک خبرنگار خوب می ماند . خبرنگار عریضه نویس نیست . بزرگی از بزرگان علوم ارتباطات می گوید: خبر آن است که به شما نمی دهند . دیگری هم می گوید خبر آن است که وقتی آن را می خوانی یا می شنوی با صدای بلند هورا بکشی . خبرنگاری یعنی زحمت – تحقیق – تفکر و عمل خبرنگار سیاسی کاری نیست ، خود شیرین و خود شیفته هم نیست . فخر فروش هم نیست ، کم ارزش هم نیست خبرنگار مسخره گر و هتاک و بی ادب هم نیست ، خبرنگار خبرنگار است . خبرنگار به دنبال منافع شخصی و گروهی نیست ، خبرنگار خود را وقف مردم کرده است . او به دنبال هر چه که هست ، آن را نه برای خود که برای مردم و کشورش و آئینش می خواهد. راستی چرا ما در این کشور یک اودیانا فالاچی نداریم؟
ما خبرنگاران شب عید نداریم، اصلاً تعطیل نداریم. به ما خوش نمی گذرد ، می گویند شغلمان خطرناک است ، سالانه در سراسر دنیا کشته ها می دهیم ، بعضی از بی پرواهایمان زندانی می شوند ، بارها پیش آمده که هتک حرت مان کرده اند ، راهمان نداده اند ، به خاطر انتشار یک خبر تنبیه و تحقیر شده ایم ، اگر همه شهر را تعطیل کنند باز هم کار داریم ، استرس و اضطراب همراه همیشگی ماست ، نگرانی رفیق ماست تا نانوای خبرنگاری حتی یک لحظه هم تعطیل نمی شود. مرخصی معنا ندارد ، ما خبرنگار ها همه جا را گشته ایم با اینکه توریست نبوده ایم، ما خبرنگارها هم جنگ رفته ایم با اینکه جنگجو نبوده ایم ، به سیاست گاه ها رفته ایم با اینکه سیاستمدار نبوده ایم ، در بورس ها قدم زده ایم با اینکه بورس باز و اقتصادی نبوده ایم ، به ورزشگاه ها رفته ایم با اینکه ورزشکار نبوده ایم ، به سینما و تئاتر رفته ایم اما نه در هیأت یک بیننده عادی یا یک بازیگر بعضی وقت ها مجبور بوده ایم لباس مبدل بپوشیم و به خرابه ها – زاغه نشین ها – محلات خطرناک و پیاده روها برویم اما نه بازیگر که حقیقت یاب بوده ایم . تا دلتان بخواهد انگ خورده ایم هر کسی از ظن خود نایار ما شده است هر جا اثری از شهرت – استثنا – در درگیری – برخورد – تازگی – فراوانی و مجاورت وجود دارد یک خبرنگار هم وجود دارد ما خبرنگار ها بارها و بارها قربانی شده ایم اما ایستاده ایم . ایستاده ایم برای آن لحظاتی که خبری مهم را مخابره می کنیم . عاشق آن لحظاتی هستیم که به مردم مان این مردم شریف و نجیب مان آگاهی می بخشیم . همان لحظه ای که حقیقتی را کشف و افشا می کنیم و تشخیص صره را از ناصره آسان می کنیم ما را بس است.