|
ارشاد بوشهر در ترویج فرهنگ نماز از برترین های کشور شد
مدیر کل اداره ارشاد بوشهر هنرمندان این استان را به شرکت در جشنواره عدالت و امید دعوت کرد
معرفی برترين هاي جشنواره عکس و فيلم تلفن همراه رضوي در بوشهر
تقدیر معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از مدیر کل ارشاد بوشهر
معرفی نفرات برتر سومین جشنواره استانی تئاتر طنز تنگستان
فراخوان جشنواره پیامک امام رضا (ع)
افزايش آگاهي بسيجيان درمقابل توطئه هاي دشمنان ضروري است
کارت ورود به جلسه آ‍زمون هاي علمي کاربردي 25 و 26 دي توزيع مي شود
هفته دفاع مقدس و نعمت جنگ
سريال "يوسف پيامبر(ع)" از تلويزيون ترکيه پخش مي شود
گسترة نام خليج فارس در منابع تاريخي
سال اصلاح الگوی مصرف
برداشتی از اخلاق مدیریت در قرآن
موسیقی بوشهر در جهانی شدن موسیقی ایران نقش دارد
در سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی از حضور حماسي مردم در صحنه هاي انقلاب اسلامي بايد تجليل شود ما بنده های ناسپاسی هستیم، روحیه قدردانی و قدرشناسی خوبی نداریم. بیشتر به چاله چوله های زندگی نگاه می کنیم‘ آنقدر نگاهمان به چاله چوله هاست که راه های هموار را نیز ناهموار می بینیم و خود را خسته از پیمودن راه های ناهموار احساس می کنیم.
من نمی دانم مشکل چیست که این گونه روحیه ناسپاسی داریم؟ آیا به خاطر ذات وجودی خودمان است که خداوند می فرماید: « و قلیل من عبادی الشکور» بندگان سپاسگزار من اندکند. یا به خاطر وعده های بی حساب و کتابی بوده که همواره از سوی مسؤولان و کاندیداها در رده های مختلف داده اند و به آن عمل نکرده اند یا به خاطر سیاه نمایی هایی است که جناح های مختلف به خاطر تخطئه ی عملکرد یکدیگر کرده اند یا تبلیغات سوء دیگران و ضد انقلاب ها در داخل و خارج که گاه آن را از زبان دوست و دلسوزی بیان می کنند یا دلایل دیگر؟ به هر دلیل که باشد، سؤال این است که چرا چنین روحیه ای در ما باید شکل پذیرد؟ تقویت چنین روحیه ای قطعاً عواقب تلخ و سختی دارد که بیش از هر چیز کام مردم را زهرآگین خواهد کرد! احساس این که نداریم خود یک رنج است و لو اینکه داشته باشیم و از آن بهره ببریم. شاید اگر با روح قناعت آشنا شویم و نعمت های موجود را احصاء کنیم، قدری روحیه شکرگزاری در ما تقویت شود.
نمی خواهم با خوش خیالی، به همه چیز خوش بینانه نگاه کنم و همه چیز را ایده آل بنگرم. تبعیض ها را نادیده بگیرم، فقر و مشکلات، بیکاری و از دست رفتن فرصت جوانی خیلی از جوان ها، مشکلات اداری، فساد اخلاقی، نابسامانی های اجتماعی همه و همه را نادیده بگیرم. می دانم اگر بخواهیم زاویه دید را کاملاً تغییر دهیم ممکن است سرنوشت همین مقاله نیز گرایش به سوی ناسپاسی باشد. حرف حساب این است که می خواهم بگویم واقع گرا باشیم و خودمان را با وضعیت گذشته و جایگاهی که در آن قرار داریم مقایسه کنیم. شاید خود را با کشورها و مردمانی که 200 سال در توسعه و پیشرفت و آبادانی از ما جلوترهستند مقایسه کنیم جز سیاهی چیز دیگری نبینیم ولی نمی خواهم این گونه قضاوت کنیم. تاکید می کنم قضاوت با نگاه واقع بینانه.
حرف حساب من این است که امروز در پرتو نظام جمهوری اسلامی و حاکمیت ولایت فقیه و تلاش های مسؤولان، روز بروز وضعیت رفاهی و معیشتی ما در حال ارتقاء است. امید به زندگی بهبود می یابد و شاخص های فقر کمتر و به یک زندگی مطلوب نزدیک تر می شویم.
حرف حساب من این است که مسیر حرکت ما دور شدن از فقر و نزدیک شدن به رفاه است. اگر فقر را یک نقطه خط و رفاه را نقطه دیگر خط بپنداریم، تصورم این است که هر روز که می گذرد ما از نقطه فقر فاصله می گیریم و به نقطه رفاه نزدیک تر می شویم. تمام حرف من این است. اگر این اعتقاد را داشته باشیم و ذهن خود را با آن بپرورانیم باید گفت بندگانی هستیم که روحيه حداقل سپاسگزاری را نیز دارا هستیم.
شاید باز هم عده ای باشند و نگاهشان مثل همیشه بد بینانه باشد و با این نگاه بدبینانه احساس کنند که ما هم چنان در نقطه فقر قرار داریم و هیچ حرکتی به سوی رفاه نداریم. سخن من با این افراد این است که لختی تأمل کنند زندگی خود را با بیست سال قبل مقایسه کنند. امکانات و وسایل زندگی خود را با امکانات و وسایل زندگی در بیست سال قبل مقایسه کنند. زندگی دیگران را نیز همین گونه مقایسه کنند. عینک انصاف و مروت را نیز بر چشمان خویش بزنند، آنگاه چه قضاوتی خواهند کرد. با اطمینان می گویم بسیاری از لوازم زندگی که در گذشته برای خیلی از مردم یک رؤیا یا امر محالی بود امروز به یک امر دست یافتنی تبدیل شده است. امکاناتی که در گذشته یا به سختی قابل تامین بود یا برای خیلی ها غیر ممکن.
یادم هست در سال 1367 تصمیم به خرید یک کولر گازی گرفتیم. دو نفر معلم قرار شد حقوقشان را روی هم بگذارند و یک کولر خریداری نمایند. حقوق من ماهی حدود هفت هزار تومان و حقوق خانم حدود 5 هزار تومان . یک کولر گازی جنرال 18 هزار که به غلط یک «O» نیز به آن اضافه می کنیم حدود 60 هزار تومان بود. یعنی می بایست حدود 5 ماه حقوق دو نفرمان را روی هم می گذاشتیم و هیچ هزینه ای دیگر هم نمی کردیم تا بتوانیم یک کولر گازی بخریم. هر چه چرتکه انداختیم و بالا و پایین کردیم، دیدیم امکان ندارد و با این حقوق بتوانیم کولر گازی بخریم بالاجبار مجبور شدیم یک کولر گازی توشیبای دست دوم را به قیمت 47 هزار تومان خریداری کنیم. ولی پول کجا بود؟!
تنها موجودیمان هفت هزار تومان بود. مجبور شدیم بیست هزار تومان وام قرض الحسنه بگیریم و بیست هزار تومان نیز از کسی قرضی بگیریم. کولر را خریدیم. برق ضعیف بود یکسالی بیش نگذشت که موتور کولر هم سوخت و با مشکلات فراوان مجبور شدیم موتور کولر را عوض کنیم. هر چند این یک واقعیتی از زندگی من بود ولی سایر کارمندان نیز وضعیتی بهتر از من نداشتند.
ولی حالا را نگاه کنیم. آیا واقعاً شرایط مثل گذشته است؟ آیا خرید یک کولر پنجره ای برای یک کارمند امر بسیار سخت و شکننده همچون گذشته است. آیا نسبت حقوق و یک وسیله ی برقی گران قیمت مثل کولر همچون گذشته است. می توان گفت هم اکنون حقوق یک ماه کارمند با اندکی مزایا معادل قیمت یک کولر پنجره ای است در حالی که در 20 سال پیس حقوق 8 ماه یک کارمند به طور متوسط معادل قیمت یک کولر گازی بود.
این مثال را در حوزه ی اقتصادی شخصی بیان کردم در حوزه ی رفاه عمومی و اجتماعی و زندگی شهری نیز قضیه با گذشته تفاوت اساسی کرده است. مهم این است که چشم ها را بشوییم تا جور دیگری ببینیم.
بدون هیچ گونه یک جانبه نگری باید بگوییم که در دولت نهم وضعیت اقتصادی، معیشتی مردم و سامان بخشی نظام اجتماعی، رفاه عمومی، تسهیلات زندگی، جهش زیادی داشته که آن را کاملاً در زندگی مردم و امکانات عمومی شاهد هستیم. ولی نمی دانم چرا عده ای تلاش می کنند سیاه نمایی کنند، خدمات انجام گرفته را نادیده بگیرند و فقط و فقط چاله چوله ها را به مردم بنمایانند. این ناشی از کدام خصلت در این قوم است.
می خواهم بگویم اگر بنده ای قدرشناس و سپاسگزار باشیم ضمن این که به وظیفه ی انسانی خویش عمل کرده ایم به رضایت درونی و آرامش بیشتر نیز دست پیدا می کنیم و خداوند نيز به پاداش اين سپاسگذاري نعمتمان را افزايش خواهد داد كه خود فرموده "لئن شكرتم لازيد نكم"